نظامهای بهره برداری در کشاورزی

مقدمه :
با مطالعه کلی روند توسعه کشاورزی، مشخص میشود که هدف از تولید و بهره برداریهای کشاورزی در وهله نخست تأمین نیازهای خودمصرفی خوانواده های کشاورزان است. به تدریخ نسبت خودمصرفی خانواده ها کاهش یافته و تولید برای بازار و تأمین نیاز سایر افراد جامعه مدنظر کشاورزان قرار می گیرد. بر همین اساس شیوه های بهینه بهره برداری کشاورزی نقشی اساسی در تأمین غذای جامعه و خودکفایی اقتصادی دارند. امروزه محققین معتقدند در بخش کشاورزی، نوع واحدهای تولیدی از نظر حقوقی و اقتصادی، اندازه واحد بهره برداری، نوع کشت، اهداف و برنامه های تولیدی باید در جهت جوابگویی به اهداف توسعه کشاورزی باشند. نتایج حاصل از بررسیهای مختلف نشان می دهد با وجودیکه شرایط نامساعد جوی و قانون بازده نزولی مانع از گسترش فعالیتهای کشاورزی در همه نظامهای بهره برداری است ولی در مسیر توسعه کشاورزی گرایش کلی به سمت کاهش تعداد
بهره برداریها و افزایش اقتصادی اندازه واحدها ( با برخی استثناها ) به شرط تناسب با تحولت جهانی میباشد.
در کشور ما نظامها و شیوه های بهره برداری کشاورزی در مسیری طولانی و تحت تأثیر تحولات تاریخ، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شکل گرفته اند و همواره تحت تأثیر تغییرات جدید قرار دارند.
نمونه بارز آن اصلاحات اراضی دهه 1340 بود که منشاء بسیاری از دگرگونیها در سیستمهای بهره برداری کشاورزی شد. اغلب بررسیها نیز به بعد از این دوره مربوط می شود. بعد از اصلاحات اراضی شیوه های بهره براری کشاورزی تغییرات عمده ای کردند و در هر مرحله ای نیز سیاستها و برنامه های دولتی برخی از اشکال را تشویق و برخی را محدود می کرد. در کل تجربیات نشان داده اند که در نواحی روستایی کشور در صورت مناسب بودن حمایتها و توجه دولت همواره زمینه بهره برداریهای بهینه از منابع تولیدی وجود داشته است.
شکل گیری و تداوم نظامهای بهره برداری پایدار نیازمند توجه همه جانبه به ابعاد مختلف آن از طریق سیاستها و برنامه ریزیهای مناسب است. زیرا فعالیتهای کشاورزی به دلیل پیچیدگی خاص خود نیازمند چند سونگری است. سیستمهای بهینه و پایدار بهره برداری از منابع از جمله شروط اساسی در دستیابی به توسعه کشاورزی است.

ادامه نوشته

زن روستایی،توسعه روستایی

زنان روستایی جمعیت قابل ملاحظه ای از جوامع مختلف را تشکیل می دهند. از سال 1349 (1970م) و همزمان با طرح مسایل زنان و نقش آنان در توسعه، تأثیر و چگونگی نقش زنان روستایی در توسعه و بخصوص توسعه کشاورزی مورد توجه بوده است و دلیل این امر، نقش انکارناپذیر زنان روستایی در فعالیتهای مختلف جوامع روستایی می باشد. زنان روستایی در اکثر جوامع، نیروی عمده کار کشاورزی را تشکیل می دهند. شواهد موجود حاکی است که در آفریقا حدود 75 درصد از نیروی کار کشاورزی را زنان تشکیل می دهند. در آمریکای لاتین و خاورمیانه زنان به عنوان عضو خانوار، یا در مواقع مهاجرتهای برون مرزی مردان، به میزان قابل توجهی درگیر کارهای کشاورزی هستند. فعالیتهای مربوط به کاشت، داشت و برداشت محصول،نگهداری و مراقبت از دام و طیور و برخی فعالیتهای مربوط به بازاریابی و فروش محصولات از جمله زمینه های مشارکت زنان در کار کشاورزی به شمار می روند. در کنار کار کشاورزی، تقریبا تمامی فعالیتهای مربوط به خانه، اعم از پخت و پز، نگهداری بچه ها و نظافت منزل نیز به عهده زنان روستایی می باشد. توجه به نقش زنان روستایی در توسعه روستایی، در برگیرنده تلاش برای شناسایی هر چه دقیقتر و ارزشگذاری فعالیت آنان و رفع مسایل و موانع بر سر راه گسترش فعالیت زنان روستایی در مسیر توسعه روستایی می باشد. پرواضح است منطق توجیه کننده این تلاش، ضرورت استفاده از تمامی ظرفیتهای بالقوه منابع انسانی جهت امر توسعه می باشد.
ادامه نوشته